بیاد شهدای اروندكنار
لای لای ای جبهه لرین یورقونی ای خسته جوانلار
لای لای ای جبهه لرین یورقونی ای خسته جوانلار
لای لای ای جوانان خسته ی جبهه
لای لای ای شهد شهادتدن ایچیب کامه چاتان لار
لای لای ای جوانانی که شهد شهادت نوشیدید و به آروزتون رسیدید
خوش یاتین یاخشی یاتیب سیز یاخشی دونیانی آتیپ سیز
راحت بخوابید خوش بخوابید که دنیا رو رها کردید
خوش یاتین یاخشی یاتیپ سیز یاخشی دنیانی آتیپ سیز
راحت بخوابید خوش بخوابید که دنیا رو رها کردید
************
آنالار داغی سهندین داغی تک بیرجه داغ اولدی
داغ مادران شما در استقامت به اندازه کوه سهند شد
آنالار داغی سهندین داغی تک بیرجه داغ اولدی
داغ مادران شما در استقامت به اندازه کوه سهند شد
چوخلو بللرد بوکولدی
کمرهای زیادی از غمتون خم شد
قره بیرچکلر آق الدی
گیسوان سیاه زیادی سفید شد
دووزدی سس سیز یارالاندیر
درسته كه بی صدا زخمی شدید
سوآ باتیز قانیز آخدی
خودتون رو توو آب غرق كردید و خون تون جاری شد
گوی قانیز آخسادا آخساسین
بذار خونتون در راه اسلام جاری بشه
اجنبی باخسادا باخسین
دشمن هم به شجاعتتون نگاه کنه
لای لای لای لای ….
دانلود کنین و بشنوین، خیلی شنیدنیه

توضبح درباره شعر
این شعر برای یه عملیات که زیر آب (اروند) بود خونده شده. جوونای زیادی از لشكر 31 عاشورای تبریز که واسه پس گرفتن خاکشون رفتند و پرپر شدند ولی مظلومیت اونا اینجاست که مجبور بودند برای لو نرفتن عملیات ، اگه تیر میخوردند بدون اینکه فریادی بزنند یا دوستاشون رو با خبر کنند خودشون رو میبردند زیر آب و اونجا به شهادت میرسیدند. یكی از رزمندگان اونجا كه شاهد عملیات بود ، میگفت خودم با چشای خودم دیدم دو تا داداش رفتند توو آب ، یكی تیر خورد ، اون یكی مجبور شد سر داداششو زیر آب كنه. :((
مرگ خیلی سختیه … هم تیر بخوری و توو آب ازت خون بره و هم زیر آب خفه بشی این شعر واقعا شعر قشنگیه. معنی فارسیش زیاد خوب نشده ؛ شعر ترکی رو باید ترکی خوند و ترکی فهمید.
شعر ترکی ” لای لای ای جبهه لرین…” سروده حاج صمد قاسمپور (جهادگر تبریزی) رزمنده جبهه های دوران دفاع مقدس است. این شعر را شهید حاج رضا داروئیان مداحی کرده. برای حماسه آفرینان لشکر 31 عاشورا شعری آشناست.
بهزاد پروین قدس تا ابتدای شعر را می شنود ، ادامه اش را خودش زمزمه می کند؛ حاج صمد این شعر را در صبح بعد از عملیات والفجر ۸ سرود.
از حاج صمد قاسمپور خواستیم تا از حال و هوای سرودن این شعر برایمان بگویند و ایشون چنین گفتند:
شب عملیات با بچه های غواص گردان خداحافظی کردیم. عبور از اروند در این عملیات بسیار مهم و حیاتی بود. صبح روز بعد که خط شکست ، شهید احد مقیمی و شهید حاج رضا دارونیان به همراه من به محل رفتیم و اولین بار ما صحنه شهادت بچه های غواص را دیدیم.
حاج صمد قاسمپور که از اهالی قلم بدست جنگ بود با دیدن این صحنه ها شعر را می سراید.
پروین قدس مصرع به مصرع شعر را می خواند و می گوید این مصرع از کجا آمده است: صبح زود هوا گرفته و ابری بود. رنگین کمان طوری بر اروند افتاده بود که یک انتهایش گویی از پیکر بی سر یکی از شهدای غواص منشا می گرفت. تمام این تصاویر تاثر برانگیز و حزن آلود در شعر آمده اند. لذا تک تک تشبیهات و توصیفات برگرفته از واقعیت آن روز هستند.
جهت شادی روح شهدا و بهره مند شدن از شفاعتشوت صلواتی ختم بفرمایید.
[سه شنبه 1393-07-29] [ 04:01:00 ب.ظ ]









مثلا یه خانم حتما پر از شادی و لطافت رنگ صورتیه ولی تو جامعه نمیشه اینهمه شادی و لطافت و محبت رو ابراز کنه پس روی لباس صورتیش یه چادر مشکی محافظ سرش می کنه تا هر لکه ای روی لوح لطیف دلش اثر نزاره. امیدوارم قانع کننده باشه.



. 



کلی کار ریز و درشت داشتم و از یه طرفم باید تدارک شام میدیم نونم تو خونه نداشتیم. هیشکی نبود کمکم کنه و از یه طرفم خدا لعنت کنه اون کسی رو که آشپزخونه اوپن رو بنا کرد، مگه میشه تو این آشپز خونه بین اون همه آقا چیزی پخت.
. چاره ای نبود باید تسلیم میشدم. شام رو عقب انداختیم چون دیگه مهمونا اومدن و مراسم شروع شد.
مهمونا رو هم بدرقه کردیم و تشریف بردن. ولی … الهی که خستگی به تن هیشکی نمونه و ما یاد بگیریم چطور بریم ، کی بریم،کجا بریم و چیکار کنیم که رفت و آمد ها مایه ی رحمت و برکت بشه نه مایه ی زحمت و خجالت. 











.
اما نگو به جایی بر نمی خوره!! 








